نمي دونم
نمي دونم چرا همش تو فكر من خودكشي پرسه مي زنه
وقتي كه باز يادم مياد گريه هاتو غم تو صدام جار مي زنه
نمي دونم چرا دلت پر ود ولي جا واسه قلب من نداشت
چرا واسه تنهايي هام دلت برام تو عاشقي كم مي گذاشت
نمي دونم ترانه هام چي كم داره كه عاشقت نمي كنه
اين كلام پر از سكوت با قافيش در تو اثر ني كنه
خوب مي دونم دلت هنوز پيش اوني مونده كه عاشقش بودي
هنوز مي خواي خرجش كني زندگيتو راستي كه ديوونه بودي
دير اومدي دير اومدي اي ديوونه دير سرتو به سنگ زدي
بدون برام تموم شدن روياهامون اگه از عشق حرف مي زدي
برو ديگه جاي تو نيست تو قلب من فكر يه جاي ديگه باش
برو فقط اگه مي خواي زنده باشي فكر يه راه چاره باش
منم مي خوام زندگيمو پايون بدم تو رو فراموشت كنم
تو آسمون بودي ولي مي خوام تو رو ستاره ؛ خاموشت كنم
رمان عشق
من يه مرد پر غصه از رمان عشق و آهم
من يه چشمه پر ز برگ و خالي از ماهي و آبم
من هنوزم تو رو دارم اگه سرنوشت بذاره
اگه اين عشق دروغي پا رو عشق ما نذاره
من يه مرد پر غصه از ترانه هاي شادم
فلفل تندي كه حتي تند تر از حركت بادم
تو يه دختر فراري از كتاب مرگ سردي
تو يه قلب خون چكيده بي تپش مونده و سردي
تو هنوزم منو مي خواي اگه تو كتاب نوشته
اگه اين قصه نويسه جاش الآن توي بهشته
تو يه دختر فراري از يه دفتر ترانه
تو همون هستي كه دستات بال پروازي برامه
"درد و دل از پشت ديوار"
لحظه ي تحويل سال و
لحظه ي روييدن دل
لحظه ي رسيدن ما
دوتا عاشق
لب ساحل
لحظه ي طلوع عشق و
لحظه ي تري چشمات
واي خدا
چه قدر نجيبه
چرا سرخ رنگ اشكات؟
لحظه ي درد و جدايي
لحظه ي به هم رسيدن
لحظه ي گم شدن غم
دوباره نفس كشيدن
لحظه ي ناب دعامون
پاي سجاده و تسبيح
پاي هفت سين دم عيد
وقتي كه تو قنوتامون
هميشه فكر هم هستيم
لحظه ي گرمي دستام
وقتي كه خيس جبينم
رو به روي تو دوباره
من همون آبي ترينم
لحظه ي سياه رفتن
دست سنگين من و تو
واسه ي خدافظي هم
خسته از اين همه رفتن
لحظه ي قشنگ فردا
لحظه ي غريب ديدار
لحظه ي رفت غم از دل
درد و دل از پشت ديوار
حسرت
بشكنه دستاش كه يه روز دست تو رو گرفته بود
همون كه گرمي دلش رو از دلت گرفته بود
كور بشه چشمي كه به تو به چشم بد نگاه مي كرد
براي هضم خوشي هاش اسم تو رو صدا مي زد
بشكنه پاهعايي كه با پاهاي تو قدم مي زد
بريده شه زبوني كه احساستو هدف مي زد
منم يه سرپناه خوب براي زنده منودنت
بيا و دستامو بگير بيا بخون از بودنت
بيا كه بي نور هنوز شمع شب سحر شده
بيا كه تلخي دلم به بوي تو شكر شده
بي تو شب روز دلم بي تو غريب و بي دلم
بمون كه حسرت صدات نمونده باشه تو دلم
رز آبي
خنده بر هر درد بي درمان دوا نيست عزيزم
تا نياي و نگيري دستامو من هنوز مريضم
تا كجا مي خواي بري و منو پشت سر بذاري
تا به كي مي خواي همينطور منو پشت در بذاري
كمرم خميده مونده گل تو دستام رنگ پرونده
يكي هست كبوترم رو از رو بام تو پرونده
يكي هست كه نمي خواد ما دستامون به هم بچسبن
يكي از اون آما كه هميشه چماق به دستن
اما من روشنه قلبم مي دونم قسمتمي تو
مي دونم تا آخر عمر هميشه مال مني تو
حالا باز كن درو تا گل رنگي از چشات بگيره
ميشه كه رز اناري رنگ آبي هم بگيره
ميشه اين مريض عاشق درمونش دست تو باشه
شادي يا غم زدگي هاش تا ابد دست تو باشه
خواهشم اينه كه يك روز درو باز كني به رو من
آب درياي دلت رو بي دليل بريزي رو من
رز آبي گل قلبم گل چشماي تو بوده
فراموش كن اگه جز من كسي عاشق تو بوده